مردی خسیس بود که همیشه نان خود را تنها میخورد و با هیچکس شریک نمیشد. روزی یکی از همسایگانش از او پرسید: ـ چرا نانت را با دیگران قسمت نمیکنی؟ مرد خسیس گفت: «اگر با دیگران بخورم، چیزی برای خودم نمیماند!» همسایه دوباره پرسید: ـ اگر نانت بسیار شود، باز هم نمیدهی؟ مرد خسیس با نیشخند پاسخ داد: «اگر زیاد شود، باز هم خودم میخورم تا مبادا به بخشیدن عادت کنم!» سعدی در این حکایت میگوید: بخل، بیماری دل است نه کمبود مال؛ آدم خسیس همیشه بهانه دارد، اما هرگز آرامش ندارد.
سعدی,شیرازی,حکایت,مرد,خسیس,شاعر,فیلسوف,گلستان